• جزئیات آداب و خواندن نماز توسط مسیحیان و یهودیان امروزه را برایم بیان کنید؟
  • قبل از پاسخ به پرسش فوق ابتدا شریعت عیسی و موسی (علیه السلام) و تفاوتهای آنها بیان می شود؛ آن گاه به صورت مختصر به آداب نماز یهود و نصاری اشاره می رود.
     يك. مسيحيت:
    «شريعت» به عنوان مجموعه مقررات و احكامي است كه يكي از اركان هر ديني را سامان مي‏دهد. مسيحيت نيز به عنوان يك دين الهي، داراي شريعت است؛ اما كم و كيف اين ساحت - مانند عرصه‏هاي ديگر اين دين - در طول تاريخ دچار تحريف و انحراف گشته است.
    ديني كه حضرت عيسي(ع) آورد، علاوه بر آنكه داراي آموزه‏هاي اعتقادي درباره خداوند، انسان و طبيعت بود؛ آموزه‏هايي در باب اخلاق و احكام عبادي نيز داشت. وي بر انجام شريعت و احكام گسترده‏اي كه آيين يهود داشت تأكيد كرد.ر.ك: كتاب مقدس، متي، 19 / 5. حواريين نيز ظاهراً تمام آداب و رسوم شريعت يهود را رعايت مي‏كردند و همه روزه مرتباً به معبد رفته، آيين موسوي را - مانند ديگر يهوديان - احترام مي‏نهادندر.ك: جان. بي. ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه علي‏اصغر حكمت، ص 611 به بعد..
     اما بر طبق تعاليم عيسي، اگر بر روح اين احكام عبادي و فقهي، اخلاق حاكم نباشد، منقصت بزرگي است! در واقع او با صحه گذاشتن بر شريعت سنت يهودي، اين نكته عميق و ژرف را خاطر نشان ساخت كه دين، تنها شريعت و اعمال ظاهري بدون باطن و لُب و مغز نيست؛ بلكه شريعت بايد با نيت پاك و مخلصانه پيوند خورده، عمل مطابق با انديشه درون باشدر.ك: مسيحيت و فرهنگ در غرب، محمدرضا كاشفي، مبحث مسيحيت در آغاز ظهور.. اما با ظهور «پولس» - كه نخست يهودي بود و پس از پديد آمدن رخدادي، مسيحي گشت و مدعي شد كه حضرت عيسي مأموريت امت‏ها را به وي سپرده است‏تاريخ جامع اديان، 614 به بعد و براي اطلاع بيشتر از زندگاني وي، ر.ك: تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 3، صص 693 - 679. - شريعتي كه حضرت عيسي بر آن مهر تأييد گذاشت، نسخ گرديد.
     به اعتقاد او حقيقت مسيح در باطن مرد مؤمن تجلّي مي‏كند و او را به سر منزل صواب و رستگاري رهبري مي‏كند؛ به طوري كه با آزادي روح، كارهاي نيك انجام داده و از بدي پرهيز مي‏كند از اين جهت براي او ضرورت ندارد كه دائماً به دستورهاي رسمي و قوانين ديني رجوع كرده، حلال و حرام را از روي آنها تشخيص دهدتاريخ جامع اديان، ص 616. به هر روي آنچه در نزد او مهم است، ايمان به مسيح است نه عمل به شريعت‏ر.ك: كتاب مقدس، رساله پولس به غلاطيان، 10 - 13 / 3 و رساله پولس به روميان / 20 - 13 / 5 و رساله پولس به غلاطيان 16 / 2..
     از همين جا مشخص مي‏شود كه ادعاي «طريقت بدون شريعت» يا «توجه به باطن و دل و بي‏اعتنايي به ظاهر و عمل و رفتار» از آموزه‏هاي تحريف شده و ساختگي منتسب به مسيحيت است
    در مقابل او پطرس قرار دارد. وي يكي از حواريون بوده؛ بلكه بر آنها برتري داشته است. بر اساس بعضي از آيات انجيل عيسي او را «كيفا» (سنگ خارا و پر صلابت) لقب داده است‏متي / 18 / 16. و او است كه به افتخار رؤيت عيسي - پس از برخاستن از قبر - پيش از ديگران نايل آمده است‏يوحنا / 15 / 2. علاوه بر اينكه از ابواب اوليه كتاب اعمال رسولان استفاده مي‏شود: پطرس پس از حضرت عيسي نقش محوري داشته است‏نگا: ر.ك: متي، 24 / 15، 19 - 18 / 16 و يوحنا 17 - 15 / 21. و بر حفظ شريعت تأكيد و پاي مي‏فشرد. اين شقاق ميان پولس و پطرس، آينده دو شاخه اصلي كاتوليك و پروتستان را در باب اعمال عبادي و شريعت ترسيم كرد.
     در نظر كاتوليك‏ها - كه هم اكنون در واتيكان تمركز دارند و مشروعيت خود را از پطرس مي‏دانند و مروجان فكر او هستند - سعادت ابدي با دو شرط (فيض خدا و اعمال صالح) حاصل مي‏شود. به اعتقاد اين گروه مسيحي، احكام خدا عبارت است از: احكام دهگانه عتيق - به استثناي احترام روز شنبه - و اخلاق كامل مسيحيت و سپس اخلاق كه مركب است از يك سلسله قوانين عملي مشخص كه به عهده افراد گذاشته شده است؛ مانند حضور در جشن‏هاي كليسا، شركت در عشاي رباني، روزهاي يكشنبه و اعياد، حضور براي اعتراف و شركت در مراسم يادبود آخرين شام عيسي(ع) حداقل سالي يك بار، به جا آوردن روزه چله و نيز روزه‏هاي نذر و خودداري از خوردن گوشت در روزهاي پرهيززيبايي‏نژاد، محمدرضا، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 156 و 157..
     در مقابل كاتوليك ها، پروتستان‏ها به تبعيت از لوتر - كه او را احياگر انديشه فراموش شده پولس دانسته‏اند - تنها عامل نجات را ايمان و برخورداري از فيض الهي مي‏دانندر.ك: راهنماي الهيات پروتستان، ويليام هوردن، ترجمه ط. ميكائيليان، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ اول، 1368 ش، ص 8.. اما در عين حال معتقدند كه اعمال صالح مي‏تواند شخص نجات يافته را ارتقا دهد.ر.ك: انسيان / 8 / 2، متي 20 / 6، يوحنا 24 / 5 و نيز ر.ك: درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، همان، صص 160 - 159.
     در عين حال مسيحيت به آيين‏هايي اعتقاد دارد كه مي‏توان هم اكنون آنها را به عنوان اعمال عبادي آنان تلقي نمود. به عقيده مسيحيان، مسيح پس از آنكه از مرگ برخاست، در جامعه مسيحي زندگي مي‏كند و همراه آن است. او پيوسته همان كارهايي را انجام مي‏دهد كه در طول حيات خود در فلسطين انجام مي‏داد. مسيحيان معتقدند: به وسيله اين آيين‏ها، كارهاي غير آشكار مسيح در زندگي كليسايي، آشكار مي‏شود؛ يعني، هنگامي كه يك مسيحي در مراسم مربوط به يكي از آيين‏ها شركت مي‏كند، ايمان دارد كه با اين عمل به ملاقات مسيح - كه از مرگ برخاسته و فيض خداي نجات بخش را به وي بخشيده - مي‏رود.
     دو آيين اصلي كه همه مسيحيان در آن اتفاق نظر دارند، عبارت است از: تعميد و عشاي رباني: «تعميد»، براي همه ضرورت داشته و انسان با آن وارد جامعه مسيحيت مي‏شود. اين كار عبارت است از گواهي دادن به كارهاي نجات بخش خدا به وسيله عيسي. تعميد اصولاً با گونه‏اي از شستشو انجام مي‏گيرد، ولي در كيفيت شست‏وشو ميان كليساها اختلاف هست. كشيش هنگام تعميد اين عبارت را مي‏خواند: «تو را به نام پدر، پسر و روح القدس تعميد مي‏دهم». البته بعضي از كليساهاي پروتستان، تنها به نام عيسي تعميد مي‏دهند. عشاي رباني، در ديد يك مسيحي، تنها يكي از آيين‏ها نيست؛ بلكه اين عمل يكي از مسائل اساسي ايمان و شعائر عبادي مسيحيت است و در عين حال، يك ياد بود و بازسازي شام آخر عيسي با شاگردان در شب قبل از مرگ او است. عيسي در آن عمل، نان و شراب را به عنوان گوشت و خون خود، به شاگردان داد تا آنها را بخورند و بنوشند. مسيحيان هنگامي كه در اين مراسم شركت مي‏كنند، باور دارند كه مسيح با جسم خود، نزد آنان حاضر مي‏شود. همچنين باور دارند همان طور كه عهد خدا با قوم يهود، توسط خون قرباني‏ها بر كوه سينا استوار گرديد؛ به همان ترتيب عهد جديد بين خدا و بشريت، به وسيله خون عيسي محكم و استوار مي‏شود.

     هر يك از كليساهاي مسيحي در شعائر و آيين‏هاي برگزاري عشاي رباني، ابتكاراتي پديد آورده است؛ ولي دو عنصر اساسي در هر مراسم ثابت است:
     الف. خواندن دو يا سه مقطع از كتاب مقدس،
     ب. خوردن قرباني مقدس.
     در كليساهاي كاتوليك و ارتدوكس جز اسقف يا جانشين او (كشيش)، كسي نمي تواند پيشواي مراسم باشد و علاوه بر خواندن كتاب مقدس و خوردن قرباني، همخواني و دعاي توسل و شكر، همراه با موعظه و مصافحه نيز انجام مي‏شود. بسياري از پروتستان‏ها، عشاي رباني را سالي چهار بار يا ماهي يك بار بر پا مي‏كنند. ارتدوكس‏ها اين مراسم را در روزهاي يكشنبه و اعياد برگزار مي‏كنند؛ ولي كاتوليك‏ها مي‏گويند: عشاي رباني قلب عبادات روزانه است و به همين دليل، آن مراسم را هر روز بر پا مي‏دارند.ر.ك: كلام مسيحي، توماس ميشل، ترجمه حسين توفيقي، قم، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1377 ش، ص 97 - 92.
     ناگفته نماند كه اولاً، مسيحيان كاتوليك و ارتدوكس پنج آيين ديگر را بر اين دو مورد افزوده‏اند كه فرصت طرح آن نيست، ثانياً، آنچه كه پطرس به تبعيت از حضرت عيسي بر روي آن پاي مي‏فشرد، شريعت موسوي بود كه مع الاسف حتي در كاتوليك‏ها اين امر كم رنگ تر از گذشته طرح و پي گيري مي‏شود.
     دو. يهوديت:
    جان مايه مسائل عبادي يهوديت را مي‏توان در ده فرمان - كه به اعتقاد يهوديان از سوي خداوند به قوم بني اسرائيل ابلاغ شده است - يافت و آن عبارت است از:
    1. منم خداي تو كه تو را از مصر و خانه غلامي خارج ساختم. تو در كنار من نبايد خداي ديگري داشته باشي. تو نبايد كه از خدا شكل بسازي و يا تمثال درست كني ... .
    2. تو نبايد خود را در مقابل خدايان ديگر، فروافكني و به خدمت آنان موظف گردي [نزد خدايان ديگر سجده مكن و آنها را عبادت منما].
     3. نام يهوه خداي خويش را به باطل مبر و از آن سوء استفاده مكن.
     4. روز شنبه را مقدس بدار (در اين روز كار كردن ممنوع است).
     5. به پدر و مادر خود احترام بگذار.
     6. قتل نكن (يا كسي را نكش).
     7. زنا نكن.
     8. دزدي مكن.
    9. بر عليه همسايه‏ات شهادت دروغ مده.
     10. نبايد به خانه، زن، غلام، مال و متعلقات همسايه‏ات طمع داشته باشي‏ر.ك: آشتياني، جلال الدين، تحقيقي در دين يهود، تهران، موئلف، چاپ اول، بي تا، صص‏313-312..
     روزه به عنوان يك عمل عبادي در يهوديت رواج دارد؛ ولي تنها در روز «كيپور»؛ يعني، روزه كفاره، اين عمل صورت مي‏گيرد. در اين روز يهوديان از غروب روز قبل تا شبانگاه اين روز، به منظور كفاره گناهان روزه مي‏گيرند و از خوردن و آشاميدن، استحمام و كار پرهيز مي‏كنند و در كنيسه‏ها به عبادت و استغفار مشغول مي‏شوندآشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي، تهران، سمت، طه و مركز جهاني علوم اسلامي، چاپ سوم، زمستان 1379 ش، ص 94..
    يك سلسله احكام عبادي ديگر نيز در اين دين وجود دارد كه به كلي با دين اسلام متفاوت است؛ احكام عبادي‏اي چون: نهي از منكر، قصاص، احكام معاملات، نكاح، طلاق، نجاست، طهارت و ...موسي بن ميمون، دلاله الحائرين، به كوشش حسين آقاي افست مكتبه الثقافه الدينيه، 1974 م، جزء سوم، فصلهاي 30 - 25..
    ناگفته نماند كه بيشتر شعائر ديني بني اسرائيل و قوم يهود در «كنعان» و تحت تأثير فرهنگ اين منطقه شكل گرفته است كه نمي توان به طرح تفصيلي آن پرداخت.ر.ك: تحقيقي در دين يهود، همان، صص 361 - 360؛ تاريخ اديان، جان‏ناس، همان، صص‏505-499.
    نماز كه نوعي عبادت و پرستش و ارتباط ويژه با آفريدگار جهان و انسان است در اديان پيشين نيز وجود داشت، اما كيفيت آن در اديان مختلف متفاوت بوده است و صورت كاملي از چگونگي آن در هر ديني در دست نيست. آنچه مسلم است مراسمي به عنوان عبادت و پرستش در كليه اديان وجود داشته و دارد.
    نماز در تمامي اديان گذشته واجب بوده و در آيات و روايات زيادي به اين مساله اشاره شده است; هر چند ممكن است از نظر شكل ظاهري، اعمال اركان، اذكار و الفاظ; نماز مسلمانان فرق داشته باشد.
    قرآن درباره اسماعيل(ع) مي‏فرمايد: ((و كان رسولا نبيا و كان يامر اهله بالصلاه و الزكاه...;[اسماعيل‏] فرستاده و نبي بود; او هميشه خانواده خود را به نماز و زكات فرا مي‏خواند...)).
    درباره نماز موسي و برادرش هارون مي‏فرمايد: ((و به موسي و برادرش وحي فرستاديم كه براي ملت خود خانه‏هايي در مصر انتخاب كنيد و خانه‏ هايتان را مقابل يكديگر قرار دهيد و نماز را به پا داريد (و اقيموا الصلاه) و به مومنان بشارت ده)).
    لقمان در مواعظ و اندرزهاي خود به پسرش مي‏گويد: ((پسرم! نماز را برپادار (اقم الصلاه) و امر به معروف و نهي از منكر كن)حضرت ابراهيم(ع) زن و فرزند خود را در بيابان تنها گذاشت دست به دعا برداشت و گفت: ((خداوندا! من برخي از دودمانم را در سرزميني بي آب و گياه در كنار خانه‏اي كه حرم تو است جاي دادم تا نماز را برپا دارند)). (ابراهيم، آيه 37 و 38) پس نماز، عبادت و نيايش در همه اديان حتي در بين تمامي انسان وجود داشته و دارد; اما شكل و نوع آن فرق مي‏كند كه كامل‏ترين عبادات، همان نماز تشريح شده مسلمانان است. بدين صورت كه متناسب با تكامل دين، نماز نيز روند تكاملي داشته است و دين مبين اسلام همچنان كه در معارف و قوانين و مقررات اجتماعي كامل‏ترين دين است ؤ در عبادات نيز جامع‏ترين و كامل‏ترين آنها را  كه متناسب با انسان رشد يافته عصر خاتميت است  تشريع فرمود.

     

    تاریخ » ۱۳۹۸,۱۲,۲۶
    بازدید » 35